همدلی

همدلی

همدلی

همدلی

استرس در روابط و ازدواج

استرس در روابط و ازدواج
مترجم: امیر رضا درگاهی
" با استرس ناشی از بیماری فرزندمان، زندگیمان درحال آسیب دیدن است؛ فشار بیشتری روی هردوی ماست و از این می ترسیم که این موارد موجب جداییمان شود. آیا این موضوع، طبیعی است؟"
والدین فرزندانی که از مشکلات سلامتی، احساسی و رفتاری رنج می برند، اغلب یک سری احساسات پیچیده را مانند دلتنگی، ناامیدی، بلا تکلیفی، عصبانیت و گمراهی تجربه می کنند. علاوه بر آنچه که خانواده ها پیش از این می دانستند، آنها با مفهوم جدیدی از زندگی روزانه روبرو می شوند و می بایست با مسئولیت های سخت و جدید آن کنار بیایند. در چند ماه اولیه تشخیص بیماری، توجه خانواده بیشتر به فرزند، برنامه های درمانیش، معاینه منظم پزشک و وفق دادن اوبا شرایط معطوف است. در همین حال که والدین این شرایط سخت و نا خواسته را متحمل می شوند، اغلب، نیازهای خودشان را فراموش می کنند.

ارتقای سطح زندگی، نقش والدین و نیازهای خاص فرزند
پدر و مادر نقش مهمی به عنوان والدین ایفا می کنند، اما به همان اندازه نیز به عنوان همسر نسبت به هم مسئولند. با عوامل استرس زایی که هر خانواده ای با آن روبروست، طبیعیست که انتظار داشته باشیم درچنین شرایطی رضایت از زندگی مشترکشان تحت تاثیر قرار بگیرد. اینکه والدین چطور واکنش نشان داده و با استرس ناشی از بیماری فرزندشان مبارزه می کنند تأثیر بسزایی روی رابطه شان می گذارد. هر یک از زوجین با روش خود با مسئولیت ها و احساسات شدیدی در تکاپو هستند. بیشتر مواقع، این اولین باریست که زوجین تلاش یکدیگر را برای مقابله با ناامیدی ها وناملایمات می بینند. برخی از این روش های مقابله تکمیلی است و برخی دیگر مقایسه ای. دانستن این نکته مهم است که روش های مقابله والدین با استرس متفاوت است؛ ممکن است یکی از والدین نسبت به ابراز احساساتشان خیلی صریح باشد، در حالیکه دیگری برای این کار نیاز به مکان و زمان مناسب دارد.

چطور انتظارات دیگران روی مبارزه والدین تاثیر می گذارد
انتظارات (فشارهای) اجتماعی روی این مسأله که والدین چگونه باید با کمک بیشتر نیازهای مختص به هم را برطرف کنند تاثیر می گذارد. اغلب مادران فکر می کنند که باید " هرکاری" انجام دهند. معمولا این مادران از برطرف کردن نیاز همسران و نزدیکان خود و وظایف خانه احساس فشار و خستگی می کنند. متاسفانه در چنین فضایی مادران جایگاه اصلی خود را فراموش کرده و از نیاز های خود چشم پوشی می کنند.
پدران هم به طور مشترک اظهار می دارند که باید با وجود فشارهای زیاد خانواده را تامین کنند و با عواملی چون ضعف، افسردگی و ناامیدی مبارزه کرده و شجاع، قوی و متعادل باشند. بعضی از پدرها برای برآورده کردن نیاز دیگران، الزاماتی را چون گفتگو کردن، ارتباط داشتن و وقت گذاشتن برای خانواده و همسرشان (رها می کنند) از یاد می برند.
بیشتر اوقات فشاری که از تامین این نیازها بوجود می آید بسیار شدید است. بار مسئولیت های مالی، احساسی و جسمی برای والدین بسیار طاقت فرساست. آنها با انزوا، عدم ارتباط با هم، حرف و سخن اطرافیان، کشمکش ها، عدم توجه به وظایف و فقدان صمیمیت روبرو هستند.

مأمنی برای هم بودن و فواید آن
وقتی هر دوی زوجین در زندگیشان رنج می کشند، سخت است که حامی یکدیگر باشند. در چنین شرایطیست که به راحتی هدف عصبانیت و ناامیدی هم قرار می گیرند. استرس و ترس ما از شکست، نیاز ما به عشق، مهربانی و قوت قلب دوباره را بیشتر می کند و انتظارات ما را در مورد اینکه همسرمان باید چگونه رفتار کند تغییر می دهد. این تغییرات، سختی ها و حس ناامنی ای را که پیش از این بصورت بالقوه در زندگیتان بوده آشکار می سازد. بودن مامنی برای هم یا این حس که کسی هست که می شود روی عشق آن حساب کرد، بطرز شایانی به انعطاف و توانایی مقابله با استرس مربوط است. این " مأمن" سدی است در برابر استرس مداوم و یا تاثیرات منفی ای که آن در زندگیتان می گذارد.
وقتی زوج ها با مشکلی روبرو می شوند باید چکار کنند؟
گاهی زوج ها در بزرگترین رقابت زندگیشان فراموش می کنند که درکدام تیم هستند و بجای آنکه با هم باشند، در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. در مواجهه با چنین شرایطی اغلب این سوال پیش می آید که آنها چه کار می توانند بکنند. آیا زوجها می توانند به یک میزان وهمزمان خواهان تامین نیازهای خود و فرزندانشان باشند؟

گفتگوکردن راه گشاست
زوج ها می توانند رابطه شان را با استفاده از روش های گفتمان که در زیر به برخی از آن اشاره می کنیم حفظ کرده، ارتقا دهند:
•می بایست نیازهای یکدیگر و راههای گفتگو را بشناسید.
•همیشه زمانی را برای گفتگوی روزانه اختصاص دهید؛ این کار از بوجود آمدن رنجش ها و یا غفلت از گفتگو جلوگیری می کند.
•گوش دادن درست را تمرین کنید. این امر موجب می شود که همسرتان احساس کند که حرف های او را دقیقا فهمیده اید و در نتیجه واقعا می توانید از تجربیات هم بهره مند شوید.
•زوج هایی که نمی توانند درست گوش بدهند، باید دفترچه مشترکی بسازند و برای حفظ رابطه و بهبود گفتگوهایشان همه جا از آن استفاده کنند.
•به اشتراک گذاشتن احساساتی نظیر خشم و ترس و امید، وابستگی و صمیمیت را در زندگی پرورش می دهد. زمان هایی را اختصاص دهید تا به عنوان یک زوج در کنار هم باشید.

زوج ها به ایجاد چنین فرصت ها و فعالیت هایی نیاز دارند:
•گرچه سخت به نظر می رسد، هر هفته برنامه ای برای تفریح کردن و با هم بودن ترتیب دهید؛ خیلی از زوج ها این حرکت را در بهتر شدن زندگیشان دخیل می دانند. البته این امر مستلزم آنست که دوستی که به آن اعتماد دارید یا یکی از اعضای خانواده در نبود شما از بچه نگهداری کند.
•کاری را که همیشه تکی انجام می دادید حالا با هم انجام دهید یا زمان هایی را که تنها هستید حالا با همسرتان باشید. مهمم نیست چه کاری انجام می دهید، مهم اینست که همیشه زمانی را به عنوان یک زوج با همسرتان سپری کنید.
هنگامی که لحظات خوبی را با همسرتان سپری می کنید، پیوندتان را محکمتر کرده و می توانید نیازهای وی را بشناسید. این تعاملات سازنده و گفتگوهای باز و آزاد، یکدل شدن را بیشتر
می کند و توصیه های دیگران را در ایجاد اعتماد، صمیمیت و امنیت در زندگیان قابل فهم تر.

یاری جستن
طبیعیست که زوج ها در شرایط یاد شده از یک متخصص کمک بخواهند. مهارت های گفتگو و هنر سازش باید به خوبی مورد توجه قرار بگیرند. البته مهارت یافتن دراین ها درمیانه بحران کاملا سخت به نظر می رسد. والدین می بایست مشاوره های کوتاه مدت را ادامه دهند تا مهارت های گفتگو و زندگی کردن با وجود اختلافات را بهتر کرده و یا اختلافات گذشته را که دوباره پدیدار شده بر طرف کنند. فایده ی این مشاوره ها تنها به کوتاه مدت ختم نمی شود، بلکه تاثیرات مثبتی در بلند مدت نیز در زندگیشان خواهد داشت.

نتیجه
زندگی با فرزندانی که نیازهای خاصی دارند محتاج برنامه ریزی خوب، روش های موثرمبارزه در زندگی و عشق فراوان است. والدین با سختی هایی روبرو می شوند که آمادگی آنها را ندارند و می بایست روش های قبلی خود را برای اداره زندگیشان رها کنند. آنها مجبورند با یک سری افراد مثل پزشک، وکیل وکارشناس بیمه سر و کله بزنند. به این ترتیب با انجام این امور، نیازهای خودشان اغلب فراموش شده و زندگیشان تحت الشعاع قرار
می گیرد. علی رغم رسیدگی به فرزندان، والدین نیز باید راهی پیدا کنند تا یکدیگر را حمایت کرده و نیازهای خود را نیز مرتفع سازند. با این کار نه تنها آنها به خود کمک کرده، بلکه فرزندان را هم در آن شریک می گردانند.
منبع :مهر و ماه

ازدواج سالم: چرا عشق برایتان مفید است؟

ازدواج سالم: چرا عشق برایتان مفید است؟
ازدواج سالم مزایایی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: کم شدن میزان بیماری‌ها، طول عمر زیاد و سلامتی بهتر، که عواملی چون امتیازات زندگی مشترک، تحکیم پایه‌های اقتصادی و حمایت فراگیر جامعه موجب آنها می‌گردد.
ده‌ها سال است که فواید یک ازدواج سالم به دقت مورد مطالعه قرار گرفته است. طبق آمارها کسانی که از ازدواج خود راضی هستند، نسبت به همتاهای خود طول عمر بیشتری دارند؛ کمتر دچار حمله‌ی قلبی، سرطان و دیگر بیماری‌ها می‌شوند و جامعه حمایت معنوی قوی‌تری از آنها می‌کند.
طبق یک مطالعه در دانشگاه هاروارد، زنان متأهل 20 درصد کمتر از زنان مجرد به دلایل مختلفی چون بیماری قلبی، خودکشی و نارسایی کلیه فوت می‌شوند. مردان متأهل حتی از فواید بهتری برخوردارند. آنها دو تا سه برابر کمتر از همتاهای مجرد خود به خاطر این عوامل جان خود را از دست می‌دهند. همچنین آمارها نشان می‌دهد که افراد متأهل تقریباً کمتر دچار خشونت، بدرفتاری جنسی و دیگر جرایم وحشیانه می‌شوند.
فوایدی که یک ازدواج سالم دارد –مواردی که موجب استحکام تعهد، میان طرفین می‌گردد و افق‌های جدیدی را در رابطه ایجاد می‌کند- موجب سلامت روحی و ذهنی زوجین می‌شود. مطالعه‌ای به طور مسلم نشان می‌دهد که رضایت و شادی متأهل‌ها به طرز قابل توجهی از کسانی که هنوز ازدواج نکرده‌اند و یا در طول زندگی‌شان مجرد می‌مانند بیشتر است.
گرچه فواید ازدواج سالم مشخص می‌باشد و بیشتر کارشناسان، در کنار هم بودن، تحکیم پایه‌های اقتصادی و حمایت اجتماعی را جزء این عوامل دانسته‌اند، عاملی که موجب می‌شود افراد متأهل سالم‌تر زندگی کنند پیچیده‌تر است و آن کنترل استرس می‌باشد.
شاخصه های یک ازدواج سالم: تمامی راه‌ها به کاهش فشار عصبی ختم می‌شوند.
تأثیر منفی استرس روی سلامت فرد مشخص است. سیستم‌های قلب و عروق و هورمون و سلسله اعصاب (دستگاه ایمنی بدن) در سلامتی انسان بسیار حیاتی هستند و استرس می‌تواند تأثیر منفی روی این سیستم‌ها گذارد.
کارشناسان ثابت کرده‌اند که افراد متأهل نسبت به همتاهای مجرد خود از سلامت بهتری برخوردارند، زیرا که آنها به عنوان یک تیم یا گروه راحت‌تر می‌توانند امور را کنترل کرده و در نتیجه استرس را کاهش دهند.
برای مثال در یک ازدواج سالم زوجین کارها را تقسیم می‌کنند (مثلاً چمن زن، پول درآوردن و تربیت فرزندان). هنگامی که دو نفر هستید، آسان‌تر می‌توانید نیازهای روزانه را تأمین کرده و برای مشکلات خود چاره کنید.
برعکس، فرد مجرد به احتمال زیاد با مشکلات فراوانی روبروست، این در حالیست که راه حل‌های کافی هم برای آنها ندارد.
عواملی که موجب کاهش استرس در زندگی زناشویی می‌شود: دلایل اصلی
بیشتر جوانب یک ازدواج سالم به کاهش استرس کمک می‌کند؛ مانند
•پول بیشتر: زوجین با روی هم گذاشتن درآمدهایشان، پول بیشتری می‌توانند در زندگی‌شان جمع کنند. علاوه بر این هریک از آنها ممکن است مهارتی داشته باشند که به صرفه‌جویی در مخارج منزل کمک کند. برای مثال یکی از زوجین در تعمیر وسایل خانگی مهارت دارد و دیگری در مدیریت مخارج که نیاز به تعمیرکار و حسابدار را برطرف می‌سازد.
علاوه بر این نیز مخارج دیگری هم در زندگی مشترک وجود دارد. افراد متأهل این مخارج را که شامل هزینه‌های مسکن، آب، برق، گاز، تلفن، خواروبار، بیمه و ... می‌باشد راحت‌تر تأمین می‌کنند.
بدین طریق، ازدواج می‌تواند با تحکیم پایه‌های مالی، سلامت زوجین را بهبود بخشد.
•حمایت گسترده گروهی: یک ازدواج سالم دو خانواده و گروهی از دوستان را دور هم جمع می‌کند و این‌جاست که شخص متأهل می‌تواند روی کمک آنها برای دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زندگی حساب کند. این کمک‌ها نه‌تنها شامل کمک‌های مادی بوده، بلکه مساعدت ذهنی را نیز مانند کاهش احتمال افسردگی در بر دارد.
•بهبود رفتار: هنگامی که مردم ازدواج می‌کنند، رفتار و منش‌های مختلفی را برمی‌گزینند. به طور کلی رفتارهایی که موجب سلامتی شخص می‌گردد، افزایش یافته و رفتارهای پرخطر کاهش می‌یابد. احتمالاً به خاطر حس مسئولیتی که فرد نسبت به همسر خود دارد.
برای مثال یک مطالعه در مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها در سال 2004 نشان داد که تعداد افراد سیگاری متأهل تقریباً نصف تعداد سیگاری‌های مجرد، متارکه کرده یا کسانی است که جدا از هم زندگی می‌کننند. همچنین احتمال این‌که این افراد به شرب خمر روی آورده یا به رفتارهای پرخطری دست بزنند که منجر به بیماری‌های جنسی مسری (مثل ایدز) گردد کمتر است.

تنها آسیبی که تأهل به فرد وارد می‌کند: چاقی
تنها نکته منفی‌ای که تأهل نسبت به تجرد دارد به اضافه وزن برمی‌گردد. مطالعات نشان می‌دهد که اشخاص متأهل، به خصوص آقایان، اضافه وزن داشته و نسبت به مجردها چاق‌ترند. کمترین احتمال چاقی در کسانی دیده می‌شود که هرگز ازدواج نمی‌کنند.
اما کسانی که با هم رابطه دارند ولی هنوز ازدواج نکرده‌اند، از این مزایا برخوردار نمی‌شوند.
البته کسانی که رابطه‌ای عاشقانه داشته و هنوز ازدواج نکرده‌اند هم شاید از چنین سلامتی‌ای برخوردار باشند. به هرحال مطالعه مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها نشان می‌دهد که سلامتی در این روابط خیلی متفاوت است؛ کسانی که نامزد هستند و هنوز ازدواج نکرده‌اند، نمی‌توانند به اندازه‌ی افراد متأهل از فواید یک ازدواج سالم بهره‌مند شوند.
چون ازدواج یک تعهد قانونی (رسمی) را ایجاب می‌کند تا برای همیشه با هم باشید. فرد متأهل و کسانی که اطراف وی هستند آن ازدواج را به رسمیت شناخته و از آن حمایت می‌کنند. برعکس کسانی که هنوز پیمانی نبسته‌اند از چنین تصدیق و حمایتی برخوردار نیستند.

اما ازدواج ناسالم (ناموفق) چطور؟
درست به همان اندازه که ازدواج‌های سالم می‌تواند فواید زیادی داشته باشد، ازدواج‌های ناسالم هم می‌تواند نتایج بدی روی سلامت انسان بگذارد، مثلاً علائم افسردگی را افزایش دهد، که منبع عظیمی از استرس است.
یک مطالعه از زوج‌های شهر «نیولیود» که در دانشگاه ایالت اوهایو بررسی می‌شد نشان داد رفتارهای منفی و خشونت ‌آمیز با کاهش واکنش در سیستم ایمنی بدن همراه است. این مسئله می‌تواند روی سلامت فرد تأثیرات بدی بگذارد؛ مثلاً پایین آمدن سرعت بهبود در جراحات و آسیب‌پذیری بیشتر در برابر بیماری‌های واگیردار
منبع :مهر و ماه

9 انگیزه غلط برای ازدواج

9 انگیزه غلط برای ازدواج

9 انگیزه غلط برای ازدواج
بـرخی اوقات افراد گوناگون به دلایل عجیب و غریبی ازدواج میکنند. گاهی نـیز دلایل خوب و موجهی برای انتخاب فرد بخصوصی در سر دارند. آیا شما تحت فشار هسـتـیـد کـه هرچه زودتر ازدواج کنید؟ آیا در این مرحله از رابطه تان باید ازدواج کنید؟ بهتر است که خوتان را ارزان نفروشید. به این دلایل بد برای ازدواج نگاهی بیاندازید:

1- ازدواج کردن فقط برای پول
فــرض میکنیم فردی که شما شیفته و عاشقش شده اید
شـخـص ثـروتـمـندی بـاشـد کـه خـوش بـه سعادتان. البته
عـاقـلانـه هم نیست که با فردی که کاملا بی پول اسـت و
هـیچ قــصدی هم ندارد که در آیـنـده در تامین هزینه های زندگی سهمی داشته باشد، ازدواج کرد. مـگر آن کـه حـاضـر باشید 18 ساعت از روز را با کمال رضایت کار کنید تا قادر باشـید مخارج سنگین زندگی را تـامین کنید. اما ازدواج کردن با فردی تنها به خاطر پول، صـرفـنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقریبا همواره اشتباه میباشد.

2- ازدواج اجباری
50 سـال پـیـش شـمـا چـاره ای جـز ازدواج در ایـن شـرایط نـداشـتـید ( با فردی که رابطه جنسی داشته اید و منجر به بارداری شما گردیده) اما امروزه خیر. مگر آنکه حـقــیقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشید و حاظر باشید تا 40 سال با وی زیر یک سقف زندگی کنید. تحت فشار تصمیمی نگیرید که یک عمر پشیمانی و اندوه برایتان به بار بیاورد. اگــر مردد و دو دل می بـاشید صبر کنید تا کودک بدنیا بیاید سپس یک تصمیم عاقلانه و هوشیارانه اتخاذ کنید.

3- ازدواچ به خاطر ترک و فرار از خانه والدین
وقـتـی وضـعیت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می شـود. و تعجبی ندارد که بسیاری از افراد این راه گریز را انتخاب میکـنـند. اما معمولا این مسیری است که شما را از چاله در آورده و درون چاه مـی انـدازد. دوام آوردن در خـانه پـدر و مادر یکی دو سال طولانیتر، کمتر رنج آورتر میباشد تا آنکه با نخستین پیشنـهاد ازدواجی که از سوی فردی به شما داده شد ،آن را پذیرفته و تن به ازدواج دهید زیرا آن وقـت مـمـکـن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

4- والدین شما به آن فرد علاقه دارند
البـتـه جـای تـعــجب دارد که والـدین شـمــا واقعا همسر آینده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ایـن فـرد از سـوی آنها دلـیل کافی برای مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمی بـاشد. سالهای آینده زمانی که آنها درگذشتـند و از میان شما رفتند شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید. فردی که شاید مرد و یا زن رویاهای شما نباشد.

5- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامی کـه دو فرد بـرای مـدتـی بــا یـکـدیگر ارتباط داشته و سـپـس تـصـمـیـم ازدواج با یکدیگر را می گیرند، اشکالی نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـدلیل عـادت مـحـض خـطرناک میشـود؟ زمــانیکه دو فرد با یکدیگر ازدواج کرده اند و یـا از یکدیگر طلاق گرفته اند تصمیم بگیرند که شانس خودشان را مجددا امتحان کنند. مـطمـئـن بـاشـیـد هـرگاه بار نخست کارساز نبوده باشد بار دوم نیز کارساز نخواهد بود.



چهار انگیزه نادرست دیگر برای ازدواج...
 

6- خواهان فرزند بودن
بله. صاحب فرزند شدن قویترین نیروی محرک برای بسیاری از افراد برای ازدواج میباشد-اما آیا شما حاضرید که فرزندان خود را در شرایط نه چندان ایده آل پرورش دهید؟ موضوع اینجاست که زمانی که فرزندان بزرگ میشوند و از کنار شما می روند شـما مجددا با آن فرد خواهید بود. هیچ فردی کامل نیست. امـا حـداقل پـدر و یـا مـادری بـرای فرزندان خود برگزینید که بتواند برای آنان یک پدر و یا مادر خوبی بوده و همـچـنـین شـما به وی علاقه داشته و برایش احترام قائل باشید. درغـیر این صـورت گـزیـنه دیـگری را مدنظر قرار دهید مانند تک سرپرستی و یا کودکی را به فرزند خواندگی بپذیرید.

7- با فردی که رابطه جنسی داشته اید ازدواج کنید
مواردی وجود دارد که اینگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا این گـونـه ازدواجها زیـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــایه ای برای یک رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسی با ازدواج متفاوت می بـاشد. ایـن سناریو را در نظر بگیرید: فردی که شخصی را می یابد که حاظر است به همسر و یا نامزد خـود خیانت کند و خـود آن شخص نیز تردید نمیکند که با فرد دیگری رابطه جنسی برقرار کند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحکمی نـخـواهد داشت. زیـرا فـردی کـه تـوسـط شـما بـه فـرد دیگری خیانت کرده، روزی نـیـز به خود شما خیانت خواهد کرد.

8- برای فرزند خود پدر و یا مادر میخواهید
اگر توانستید فرد مناسبی را بیابید که به شما تبریک میـگوییم. اما اگر تردید دارید دست نـگـاه داریـد. این برای فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است کـه یـک نـامـادری و یـا ناپدری بی رحم داشته باشد تا آنکه یک پدر و یا مادر تک اما دلسوز و مهربان.

9- فشار اجتماعی
تمام دوستان شما ازدواج کرده اند. اما شما هنوز مجرد هستید...امـا مطمئن باشید که یکی دوتای آنها هم اکنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشید. هنگــامی که خاله شما در مورد آنکه آیا تصمیم به ازدواج داری یا خیر از شما سوال می کند به وی اعتنا نکنیــد. بهتر است تنها باشید تا آنکه با شخصی ازدواج کنید که سبب بـد بـخـتـی شـمـا گــردد. هیچگاه تنها بخاطر آنکه متاهل هستید معیارهای خود را پایین نیاورید.